{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صداش را شندم جان گرفتم

صدايَش را شنيدم جان گرفتم
ز کُفر افتادم و ايمان گرفتم !

چنان عطر کلامش تازه ام کرد
که گويي غُسل، در باران گرفتم !

غمين و خسته و سرگشته بودم
ولي با صُحبتش سامان گرفتم

ز نَجوايش درونم زيرورو شد
هرآنچه خواست قلبم، آن گرفتم

مرا حاجت از اين خوشتر نباشد
که در اوجِ غم از يزدان گرفتم

عجب حال خوشي دارم من امشب
که جانِ تازه از جانان گرفتم..
دیدگاه ها (۰)

روزی به دلبری نظری کرد چشم منزان یک نظر مرا دو جهان از نظر ف...

عصرپاییزت به‌خير اے معنی هر روز من اے طلوع ع...

♥️قلب مڹ خانه‌ی عشق است ♥️وتو مهمان مني♥️چشم مڹ روشڹ از اسمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط