{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدايَش را شنيدم جان گرفتم

صدايَش را شنيدم جان گرفتم
ز کُفر افتادم و ايمان گرفتم !

چنان عطر کلامش تازه ام کرد
که گويي غُسل، در باران گرفتم !

غمين و خسته و سرگشته بودم
ولي با صُحبتش سامان گرفتم

ز نَجوايش درونم زيرورو شد
هرآنچه خواست قلبم، آن گرفتم

مرا حاجت از اين خوشتر نباشد
که در اوجِ غم از يزدان گرفتم

عجب حال خوشي دارم من امشب
که جانِ تازه از جانان گرفتم..
دیدگاه ها (۰)

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

صدايَش را شنيدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ايمان گرفتم! چنان ع...

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط