{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طناب را به گردنم انداختند و گفتند اخرین ارزویت چیست؟.....

طناب را به گردنم انداختند و گفتند اخرین ارزویت چیست؟...... گفتم دیداریار!
گفتند. خسته است تا صبح طناب را بافته............
دیدگاه ها (۱)

به خاطر تو هر‏کاری ممکن است از من سر بزند، حتی ممکن است در ب...

خدایا کم آورده ام... در لیست آدم هایت اشتباهی شده است؛ اسم م...

دیگر فکر بازگشت را نکن!!! دیراست... جایت را گرفتند..! او مان...

تو زندگیت هرچی میخوای باش، فقط نفر سوم یه خلوت دونفره نباش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط