{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خودم گم شده ام، دست و دلم نیست به کار

در خودم گم شده ام، دست و دلم نیست به کار
تو نباشی، من و دست و دل و کارم به چه کار؟

مثل من، لک زده لب های تو را فنجانم
دست برداشته انگیزه و شور از جانم

همه دلواپس حالم شده و... بی خواب اند
در خودم گم شده ام، در تو مرا می یابند

تو همانی که همه عمر مرا «غم» بودی
هر زمان خواستمَت، از بغلم کم بودی

نیستی، حالِ خوشم نیست، دلم غمگین است
صد و یک سال دگر هم بروَد، باز اینست

گُل نیلوفر دنیای منِ مُردابی،
دور از این برکه ی دیوانه کجا می خوابی؟

تا نشستم کمی از حال خودم بنویسم
دیدم از اشک و عرق، تا سر و پا را خیسم

کاغذِ خسته به من بودنِ روحم شک کرد
جای هر «من» که زبان گفت، قلم «تو» حک کرد
دیدگاه ها (۲)

ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮔﺎﻫﯽ..ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶِ ﻋﻤﯿﻖِ ﯾﮏ ﺳﻨﮓ..ﭼﻘﺪﺭ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍ...

آدمها را به میزان درکشان بسنجیم نه به اندازه مدرکشان؛چرا که ...

دعا میکنم زیر این سقف بلند،روی دامان زمین ،هر کجا خسته شدی،ی...

نظرتون چیه؟؟؟؟

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

وقتی بچتون گم میشه P²گوشی رو قطع کرد همینجوری گریه می‌کردم ص...

پارت۸ ♧ددی من♧تهیونگ کت لنا رو در اورد و با دست لنا مواجه شد...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط