{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرسید که چونی ز غم و درد جدایی

پرسید که چونی ز غم و درد جدایی
گفتم نه چنانم که توان گفت که چونم

#سعدی
دیدگاه ها (۲)

حالا که از من دوریمراقبِ خودت باشمراقبِ اشک هایت که بی من نـ...

❤ ️اگر براے ابدهوای دیدن تونیفتد از سر من...چه کنـــــم؟❤ ️

سخت است ؛همزیستی دائم با کسانی که دغدغه‌هایت را نمی‌فهمند ،ا...

هر چقدر بگوییم:مردها فلانزن ها فلانتنهایی خوب استدنیا زشت اس...

گفتم ببینمش؛ مگرم درد اشتیاق..ساکن شود، بدیدم و مشتاق‌تر شدم...

.خنده هایم دیدو گفتا فارغی گویا ز غمگفتمش؛ما درد را با خنده ...

سلام امام زمانم ای رفته سفر، یوسف گمگشته کجاییهیهات از این خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط