{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی این شبای دلگیر تو بیا پناه من باش

توی این شبای دلگیر تو بیا پناه من باش
توی تنهایی شکستم بیا تکیه گاه من باش
دلم از غربت اینجا بی تو بدجوری گرفته
بیا می دونم که یادم هنوز از یادت نرفته
نذار اون نگاه آخر آخرین وداع ما شه
دل بده به خواهش من دستامون نذار جدا شه
دوباره منو صدا کن ببرم تا لب رویا
بی تو امروزو نمی خوام برسون منو به فردا
دوباره منو صدا کن دلمو بازم بلرزون
هر چی فانوسه بسوزون شبو از صدات بترسون
نذار این بلور اشکام طعمه ی خاک سیاه شه
من می خوام عکس من و تو توی قاب کهنه باشه
پا بذار رو چشم خیسم شیشه ی این شبو بشکن
نذار عمر این جدایی برسه به مردن من
دیدگاه ها (۱)

" ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﻣﺎﻟﮏ ﺷﻮﯼﺭﻫﺎﯾﺶ ﮐﻦ ...........ﭘ...

. دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! ...

Part1 شب بارونی توی سئول ات برای دانشگاهش که سال آخر بود رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط