{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يک شب، باد با تو خوانده بود

يک شب، باد با تو خوانده بود
يک شب که تو بر دامنت می گريستی
پرنده از تو می گفت
موج از انبوه زخم نمک
آب از تهی شدن
اما کسی مرا به فصل تنهايی تو نخوانده بود.






#فروغ_فرخزاد
#شعر
#غزل
#دریا
#گل_زیبا
#گلها
#گل_رز
دیدگاه ها (۰)

برف هم میتواند غمگین باشد

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که ب...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~ ~هماننده روزی که او را ملاقات...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۳یک ماه از دستگیری سون-هی گذشت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط