{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يک شب، باد با تو خوانده بود

يک شب، باد با تو خوانده بود
يک شب که تو بر دامنت می گريستی
پرنده از تو می گفت
موج از انبوه زخم نمک
آب از تهی شدن
اما کسی مرا به فصل تنهايی تو نخوانده بود.






#فروغ_فرخزاد
#شعر
#غزل
#دریا
#گل_زیبا
#گلها
#گل_رز
دیدگاه ها (۰)

برف هم میتواند غمگین باشد

نمیدونم خونم کجاست=(=#اهنگ #عربی #دریا #غروب #حب

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که ب...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

فصل ۲۲۳: بیداری معجزه‌آساصبح، وقتی آلستور از خواب بیدار شد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط