{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگرچه تیغ اجل بی‌گنه فراوان کشت

اگرچه تیغ اجل بی‌گنه فراوان کشت
خدنگ ناز تو هردم هزار چندان کشت

به خاک رقص‌کنان میروم که غمزۀ دوست
اگرچه کشت مرا، همچو صبح خندان کشت

ز روز عمر فزون روز حشر طی کردم
ز بس‌که وصل توام زنده کرد و هجران کشت

چمن ز نوحه بیاسا که حشر نزدیکست
بهار زنده کند هرکه را زمستان کشت

شهید زهر نیم کآن سپهر خضر لباس
مرا به تیغِ تو یعنی؛ بآب حیوان کشت

#
دیدگاه ها (۶)

آب حیات منست خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دو...

آب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی ...

جانم ز مهرت ای بت نامهربان برفت

به نام خداوند بخشنده مهربان ششمین روایت:

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان بر شاخ و برگ از درد دل...

@MehrBanooo_2018سحرگه، غنچه‌ای در طرف گلزارز نخوت، بر گلی خن...

سحرگه، غنچه‌ای در طرف گلزارز نخوت، بر گلی خندید بسیارکه، ای ...

آدینه ؛ جمعه = ناهیدشید 23 امرداد = دیب دین روز آفریدگار، آف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط