دیگر همه چیز عادی شد

دیگر همه چیز عادی شد
یلدا گذشت
زمستان هم امد .
پاییز هم رفت ...
بس است دیگر .
کافیست هرچه با زمان و فصل بازی کردیم .
میخواهم اینبار بشکنی .
بجای دل فاصله را .
تا شاید دوباره ..
دو دست .
دونگاه...
دو دل ..
و دو لب....که همگی تشنه اند به هم برسند...
#آنشرلی
دیدگاه ها (۱)

دلم برات تنگ شدهنه به همین سادگی که تو می خونیبا کلی درد دلم...

شب که میشود همه عروسک هایم را به جای نگاهت به آغوش می کشم عر...

دیر آمدی... کمی تغییر کرده ام .برای شناختنم عکسم را مچاله کن...

یک روز خوب را نمیدانماما یک شب خوبباید با چنگ زدن گیسویت تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط