{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر احساس میگنجید درشعر بجز خاکستر از دفتر نمی ماااند!

اگر احساس میگنجید درشعر بجز خاکستر از دفتر نمی ماااند!
دیدگاه ها (۱)

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود،هنگامی لب به زمزمه گشو...

این آسمان خدای من است....زیباتر از آن دیده ای.......!!؟؟

مادرم میگفت عاشقی یک شب است وپشیمانی هزار شب!هزاااارشب پشیما...

در ره عشق که ازسیل بلا نیست گذار ٬٫کرده ام خاطر خود رابه تمن...

مرا عمری به دنبالت کشاندیسرانجامم به خاکستر نشاندیربودی دفتر...

احساس میکنم همه یکی رو دارن که واقعاً دوسش داره بجز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط