{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیهوده نقاش بوده ام این همه سال

بیهوده نقاش بوده ام این همه سال

به چشم هایت که می رسم ، قلم موها خیس می شوند

به لب هایت که می رسم دستم می لرزد

رنگ ها می گریزند و قاب های خالی ، تنها نبودن تو را به دیوار زندگی ام می کوبند
دیدگاه ها (۲)

وقتـــی دو نفـــر از هـــم جـــدا میشـــن ....دیگه نمیتونن م...

تنهايي يعني بعضي اشکاي بي دليل، بي‌بهانه، يه دفعه‌اي، نصف‌ ش...

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت استزیبایی ها را...

تنهایی یعنی بین آدمایی باشی که می گن دوستت دارنولی کنار دلتن...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

بگو که گل نفرسنتد...ههی زندگیهمانطور که مشاهده کردید ابیس رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط