ازپدرم يادگرفتم وقتي چشام به روي دنياواشد
ازپدرم يادگرفتم وقتي چشام به روي دنياواشد
هنوزقنداقه بودم ياعلي گفت ومنوبغل گرفت وپاشد
توعالم بچگي وسادگي وقتي غمي دنياموتاريك ميكرد
پدرميگفت ياعلي وپاميشدمنوبه آسمونانزديك ميكرد
زمزمه ياعلي وياعلي وازرگ مادرتوي خونم مي ريخت
شباي تشنه وقتي شيرم ميدادطعم علي روي زبونم مي ريخت
علي كليدخونه خدابود،قفل درشكسته روواميكرد
علي مته فرشته هاي معصوم باگريه دنياروتماشاميكرد
بچگي هاعمريه رفته ازياد،بااينكه ازغصه دارم تاميشم
بازم ميگم،ياعلي وياعلي وپاميشم
هنوزقنداقه بودم ياعلي گفت ومنوبغل گرفت وپاشد
توعالم بچگي وسادگي وقتي غمي دنياموتاريك ميكرد
پدرميگفت ياعلي وپاميشدمنوبه آسمونانزديك ميكرد
زمزمه ياعلي وياعلي وازرگ مادرتوي خونم مي ريخت
شباي تشنه وقتي شيرم ميدادطعم علي روي زبونم مي ريخت
علي كليدخونه خدابود،قفل درشكسته روواميكرد
علي مته فرشته هاي معصوم باگريه دنياروتماشاميكرد
بچگي هاعمريه رفته ازياد،بااينكه ازغصه دارم تاميشم
بازم ميگم،ياعلي وياعلي وپاميشم
- ۱۹۸
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط