{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال من خوب است اما بازهم بد می شود

حال من خوب است اما بازهم بد می شود
آب دارد از سَرِ آبادی ام رد می شود

قول دادن ، برنگشتن ، عادت دیرینه ای ست
مرد هم باشد به یکباره مردد می شود

اینچنین با دست خالی برنمی گردم به شهر
عمر من هربار صرف ِ رفت و آمد می شود

آسمان با غم تبانی می کند در چشم هام
با غروب رفتنت هم رنگ دارد می شود

ترس را تزریق خواهد کرد در رگهای من
فکر تو در استخوانم سوز ِ بی حد می شود

آه از نفرین دامنگیر در دامان شب
بدبیاری های من دارد زبانزد می شود

بردلم افتاده دیگر برنمی گردی توهم...
آخرش هم اتفاقی که نباید می شود

°○•S●○°
دیدگاه ها (۱۲)

خبــرے نیست . . .خیـــاطــے مــے ڪنــم . . .آسمـــــان را بـ...

مجنون بہ نصیحتـــ دلـــم آمدهبنگـــــر بــہ کجا رسیـــده ...

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوزهر چند اگر نمانده مجال،عا...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط