{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سره دیوار نشسته

به سره دیوار نشسته
دلبر نادانت
مارا با خنجر زده
دلبر مکارت
❤️‍🩹
دیدگاه ها (۰)

به جفای تو من وفا کردم دادی تشناب من دعا کردم هرچه فرموده ای...

من مریض ام که نالشی دارمهم‌چو ماهی تاپیشی دارمبه جیگر رنج و ...

فراموش ام مکن ای نوره دیده شیرین جان آه جان جان جان اگرچه عا...

دو چشمان سیاه خماری داریشیرین جاناو جان جان جان شنیدم با رغی...

سره این کامنت خیلی ذوق زده شدم😀🫠❤️

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛من این...

دو ساعت بود زل زده بودم به دریاچه...بعد فهمیدم دریاچه‌ای در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط