{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درماندگی یعنی که فهمیدم ...

درماندگی یعنی که فهمیدم ...
وقتی کنارم روسری داری ... ،
یک تار مو از گیسوانت را ،
در رخت خواب دیگری داری ... !
دیدگاه ها (۱)

خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نمای...

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر استپیغام آشنا نفس روح پرور اس...

عشق آن اگر باشد که می گوینددل های صاف و ساده می خواهدعشق آن ...

سنی ندارد عاشقی کردن ...فرقی ندارد کودکی ، پیری ...هروقت زان...

وقتی آمدی توی زندگیممن فهمیدم دنیا چقدر میتونهبا تو قشنگ باش...

تازه ی نکته فهمیدممن همه ی اوسیام موهاشون مشکی بودیعنی تو کل...

وقتی انقدر دوسش داری که حاضری به خاطرش خودت رو بکشیمن همین ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط