من صبح روزی بدنیا امدم که خورشید نور نداشت .
من صبح روزی بدنیا امدم که خورشید نور نداشت .
بیلم را بر داشتم وبه معدن رفتم وشانزده تن زغال نمره 9 بار زدم .
رئیس ریزه ام گفت :ها ما شاالله !خوشم امد .
تو شانزده تن بار میزنی وان چه به جایش داری .
اینکه یک روز پیر تر ی وتا خر خره در قرض فرو رفته تر
اهای پطروس مقدس !در روح ما خیط بکش
که ما روحمان را به کمپانی سپرده ایم
وقتی می بینند دارم می ایم بهتر است کنار بروید
من یک مشتم اهن است ان یکیش فولاد
اگر مشت راستم.بهتان نگیرد مشت چپم میگیرد
بعضی ها معتقدند که ادم از خاک خلق شده .اما مرد فقیری دیوانه ای هم هست که از عضله وخون وپوست واستخوان واز مغزی ضیعف وپشتی قوی .
تو شانرده تن بار می زنی وانچه به جایش داری این است که یک روز پیرتری وتا خر خره در قرض فرو رفته تر .
اهای پطروس مقدس
ما رابه مرگ مخوان ما نمی توانیم بیاییم ما روحمان را به انبار سپرده ایم .
مرل تره ویس
بیلم را بر داشتم وبه معدن رفتم وشانزده تن زغال نمره 9 بار زدم .
رئیس ریزه ام گفت :ها ما شاالله !خوشم امد .
تو شانزده تن بار میزنی وان چه به جایش داری .
اینکه یک روز پیر تر ی وتا خر خره در قرض فرو رفته تر
اهای پطروس مقدس !در روح ما خیط بکش
که ما روحمان را به کمپانی سپرده ایم
وقتی می بینند دارم می ایم بهتر است کنار بروید
من یک مشتم اهن است ان یکیش فولاد
اگر مشت راستم.بهتان نگیرد مشت چپم میگیرد
بعضی ها معتقدند که ادم از خاک خلق شده .اما مرد فقیری دیوانه ای هم هست که از عضله وخون وپوست واستخوان واز مغزی ضیعف وپشتی قوی .
تو شانرده تن بار می زنی وانچه به جایش داری این است که یک روز پیرتری وتا خر خره در قرض فرو رفته تر .
اهای پطروس مقدس
ما رابه مرگ مخوان ما نمی توانیم بیاییم ما روحمان را به انبار سپرده ایم .
مرل تره ویس
- ۹۷
- ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط