دلتنگی یهو میاد
دلتنگی، یهو میاد.
عين اون بارون شدید
وقتی با لباس پلوخوری داری
تو خیابون قدم میزنی برسی به مهمونی
به خودت میای میبینی
شدی موش آب کشیده
برمیگردی خونه
البته با گذر زمان معنای دلتنگی هم
برات زیر و رو میشه
خبری از بیقراری و بهونه گیری نیست
فقط يهو وسط كار
یا خوردن غذا
یا در حال صحبت با دیگرى
يا حتى وسط جلسه کاری
یا وقتی به یه موزیک گوش میدی
يهو حس میکنی ته دلت خالی شد.
چند ثانیه در خلاء سپری میشه
و کم کم از جات بلند میشی
و وانمود میکنی همه چیز مرتبه...
.
.
.
عين اون بارون شدید
وقتی با لباس پلوخوری داری
تو خیابون قدم میزنی برسی به مهمونی
به خودت میای میبینی
شدی موش آب کشیده
برمیگردی خونه
البته با گذر زمان معنای دلتنگی هم
برات زیر و رو میشه
خبری از بیقراری و بهونه گیری نیست
فقط يهو وسط كار
یا خوردن غذا
یا در حال صحبت با دیگرى
يا حتى وسط جلسه کاری
یا وقتی به یه موزیک گوش میدی
يهو حس میکنی ته دلت خالی شد.
چند ثانیه در خلاء سپری میشه
و کم کم از جات بلند میشی
و وانمود میکنی همه چیز مرتبه...
.
.
.
- ۵۶۹
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط