امروز 16 آبان سالروز زادروز ملکالشعرای بهار
امروز 16 آبان سالروز زادروز ملکالشعرای بهار
برخی بر این باورند که پس از «جامی» در انسجام سُخَن و روانی سرودهها، تاکنون شاعری همپایه با بهار نداشتهایم و بهار بهترین شاعر معاصر بهشمار میآید. او یک شاعر، یک پژوهشگر ادبی، یک سیاستمدار و روزنامهنگار بود. که در خراسان و شهر مشهد زاده شد و در سال 1330 در تهران چشم از جهان فروبست.
ملکالشعرا بهار در 4 سالگی به آموزشگاه و مدرسه رفت و در 6 سالگی زبان پارسی را به خوبی فراگرفت و در سال پس از آن در پیش پدرش شاهنامهی فردوسی را آموخت و گویا در همان زمان نخستین شعر خود را سرود.
از جمله تصنیفها و ترانههای سروده شده از سوی بهار میتوان از: «بهار دلکش»، «باد صبا بر گل گذر کن»، «ای شهنشه»، «ای شکستهدل»، «ای کبوتر»، «گر رقیب آید»، «ایران هنگام کار»، «ز من نگارم»، «پرده ز رخ برافکن»، «سرود پهلوی»، «عروس گل»، «به اصفهان رو» و «مرغ سحر» یاد کرد.
یکی از پُرآوازهترین سرودههای بهار شعر دماوند است:
ای دیو سپید پای در بند!
ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود
ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان
با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری
ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !
وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی
افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو
این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه
بخروش چو شرزه شیر ارغند
ترکیبی ساز بیمماثل
معجونی ساز بیهمانند
از آتش آه خلق مظلوم
وز شعلهٔ کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریز
بادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد
صرصر شرر عدم پراکند
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید
از ریشه بنای ظلم برکند
زین بیخردان سفله بستان
داد دل مردم خردمند
برخی بر این باورند که پس از «جامی» در انسجام سُخَن و روانی سرودهها، تاکنون شاعری همپایه با بهار نداشتهایم و بهار بهترین شاعر معاصر بهشمار میآید. او یک شاعر، یک پژوهشگر ادبی، یک سیاستمدار و روزنامهنگار بود. که در خراسان و شهر مشهد زاده شد و در سال 1330 در تهران چشم از جهان فروبست.
ملکالشعرا بهار در 4 سالگی به آموزشگاه و مدرسه رفت و در 6 سالگی زبان پارسی را به خوبی فراگرفت و در سال پس از آن در پیش پدرش شاهنامهی فردوسی را آموخت و گویا در همان زمان نخستین شعر خود را سرود.
از جمله تصنیفها و ترانههای سروده شده از سوی بهار میتوان از: «بهار دلکش»، «باد صبا بر گل گذر کن»، «ای شهنشه»، «ای شکستهدل»، «ای کبوتر»، «گر رقیب آید»، «ایران هنگام کار»، «ز من نگارم»، «پرده ز رخ برافکن»، «سرود پهلوی»، «عروس گل»، «به اصفهان رو» و «مرغ سحر» یاد کرد.
یکی از پُرآوازهترین سرودههای بهار شعر دماوند است:
ای دیو سپید پای در بند!
ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خود
ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیومانند
با شیر سپهر بسته پیمان
با اختر سعد کرده پیوند
چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرنها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری
ای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !
وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گوی
افسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنو
این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه
بخروش چو شرزه شیر ارغند
ترکیبی ساز بیمماثل
معجونی ساز بیهمانند
از آتش آه خلق مظلوم
وز شعلهٔ کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریز
بادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد
صرصر شرر عدم پراکند
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید
از ریشه بنای ظلم برکند
زین بیخردان سفله بستان
داد دل مردم خردمند
- ۳.۵k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط