این منم

این منم
با کرمی سمج در چشم هایم
این خانواده من است
در اغوش دیوار
مادرم که خمیرش وَر آمده است
چایش دم شده و با برادرم در بغل
بسوی لباس چرک ها لبخند میزند
سلام خواهر
تو چقدر ناشیانه میخندی
خواهر؟!
هی خواهر بس کن دیگر
با تو ام
جلوی خنده بابا را بگیر
بگو شبیه قرص های مسکنش عصبی شود
بگو رادیو اش را من شکسته ام
بگو که فحش دهد
داد بزند
مرا از خانه بیرون کند
خواهر!؟خواهر!؟ خواهر جان! بگو نخندد

این منم
این دیوار

خدا
عیسا
موسی
محمد
یکی بیاید این قاب را از سرم بیرون کند..
دلم میخاست در غصه هایم شریک باشی...
اما ولم کردی و رفتی...
دیدگاه ها (۲۷)

-عِنقَد گُفت میرَم🚶 🏻 🍃 -عِنقَد مَنو تَرسوند عَز رَفتَنِش🐬 🍕...

-تِکوندَمـ شونِهـ هامـُ•[💎 ✨ ]•-اَشکـ روی گونِعـ هامـُ•[💧 ✨ ...

°•سَلآمَتےِ خُودَم ⇨↯⇦کِ چِہ بآشَم ⇨↯↯⇦چِہ نَبآشَم ⇨↯⇦بَرآ ک...

خانوادت میدونن؟_چیو؟ که حالت خوب نیس_نه... :) میدونن دیگه او...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط