شب می رسد از راه ،
شب می رسد از راه ،
مثلِ پیرمردِ غمگینی
که سـالها پیـش از ایـن شـهـر رفـت؛
چمدانـش پـُر از لباسهـای کهنـهی زنی بود ؛
زنی که در کودکی گفته بود :
دوستت دارم !#
مثلِ پیرمردِ غمگینی
که سـالها پیـش از ایـن شـهـر رفـت؛
چمدانـش پـُر از لباسهـای کهنـهی زنی بود ؛
زنی که در کودکی گفته بود :
دوستت دارم !#
- ۷۹۶
- ۱۸ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط