{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب می رسد از راه ،

شب می رسد از راه ،
مثلِ پیرمردِ غمگینی
که سـال‌ها پیـش از ایـن شـهـر رفـت؛
چمدانـش پـُر از لبا‌س‌هـای کهنـه‌ی زنی بود ؛
زنی که در کودکی گفته بود :

دوستت دارم !#
دیدگاه ها (۹)

گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورورایندی منه داش ووران ا...

🔑 🔑 گؤیله‌مک اوچون ...🔓 🔓 چئتین لیک لرین دا آراسیندا ...🔎 ...

دنیا بیر...پنجره دی...هر گلن باخار گدر😔 دنیا بیر...غمخانادی....

بدون شرح

شبنم صبحگاهی، به طراوت آرزوهای کهنه، بر گلبرگ‌های پژمرده‌ی ا...

روزها دیگر نمی‌گذرند؛ تکرار می‌شوند. شبیه به قطره‌های یکنواخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط