یک حسین گفتم و یک عمر نمک گیر شدم

یِک #حُسین گُفتَم و یِک عُمر نَمک گیر شُدم
بَر درِخانه اَرباب زَمین گیر شُدم .
شُکرُ لله که شُد روزی ما روضه ی تو
مَن جَوان بودَم و دَر #روضه ی تو پیر شُدم @buyesiib
دیدگاه ها (۱)

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست ،به هوای سر کویش پر و ...

*حرم کربلا* #ارباب...تو نظر ڪن به دلم، حالِ دلم خوبـــ شودحا...

حسین جان(ع)هَرڪسے عآشق پابوسےِ لیلاے خود استدر دَم مرگ ڪنارم...

آخرش یک روز خواب خوب من هم تعبیر می‌شود: این‌که من باشم و سر...

#یا_زهرا... ضربه ی سیلی جوان مرتضی را پیر کردضربه ای که روشن...

#یا_زهرا... ضربه ی سیلی جوان مرتضی را پیر کردضربه ای که روشن...

‍ ‍‌بگیر آنقدر محکم در بغل دلبسته ی خود راکه در بر دارد انگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط