{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امــــــــــروز بـــــه آنـهـایـے مـے انـدیـشـم کـــــه ر

امــــــــــروز بـــــه آنـهـایـے مـے انـدیـشـم کـــــه روی شــــــــــانـــــه هــایــم گــــــــــریــــــــــه کـــــردنــد و نـــــوبـــــت مــــــــــن کـــــه شـــــد ، دیـــــگر نبودند …
دیدگاه ها (۱)

شنیدی حال من را... خم به ابرویت نیاوردیهمان لحظه جهان از گری...

سالی که جنگ ایران و عراق شروع شد گریه می‌کردند که برم جبهه و...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

عاشقانه های شبنم

پزشکیان رئیسی دیگر استمگر اینها منتقد رئیسی نبودندچرا جوری ر...

مرد بی رحم

من که از همه دست کشیده ام مانده ام هنوزچرا دست هایم بر شانه ...

هرگز نگوکه بعد من کجا می روی...یا من بعد تو به کجا می روم......

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط