هرچه کردم تا ببندم ساک خود اما نشد

هرچه کردم تا ببندم ساک خود اما نشد
هی دویدم تا بگیرم عاقبت ویزا نشد

خواستم با دوستان از بصره گردم رهسپار
با رفیقان تا حرم هم جاده و هم پا نشد

در تکاپو بودم آقا تا بگیرم پاسپورت
پاسپورتم را گرفتم لیک بی ویزا نشد

مادرم اسپند و آب و آینه آورده بود
زیر قرآن رد کند وقت سفر , ما را نشد

از همه درخواست کردم تا حلالم میکنند؟
تا که باشم کربلا من نائب آنها نشد

اربعین قول داده بودم با رفیقان عازمیم
هم سفر , موکب به موکب, سینه زن , حالا نشد

باز داغ کربلا بر سینه ام امسال ماند
نامه اذن دخولم اربعین امضا نشد
دیدگاه ها (۱۱)

سلام روزتون پر از آرامش..

برای نابود کردن یک فرهنگنیازی نیست کتابها را سوزاندکافیست کا...

نه تو می مانی و نه اندوهو نه هیچیک از مردم این آبادی…به حباب...

و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید!خوش به حال من و دریا و غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط