با چی خالی کنم هر شب ؛ یه بغضی قد ِ یه کوه

با چی خالی کنم هر شب ؛ یه بغضی قد ِ یه کوه
شبایی که بغل کردم ؛ یه قاب ِ عکس ِ بی روح

کجایی که ببینی ؛ من چه دردی میکشم بی تو
چه زجری میکشم وقتی میبینم جای ِ خالیتو

تو رفتی ؛ خاطرات ِ تو... رفیق ِ اشک ِ چشمامن
در و دیوار ِ این خونه ؛ غریبی میکنن با من

یه دریا بودی و چشمم ؛ حریف ِ بغض ِ دریا نیستی
تو اونقدر دور رفتی که ازت یک قطره پیدا نیست

کجایی که ببیییییییییییینی
من چقدر دل خسته و تنهاااااااااااااااااااااام

ببینی ؛ زندگی بی تو
داره جون مییییییییده رو دستااااااااااااااام

منو تو ما شده بودیم ؛ عذابم میده من بودن
با داغ دوری از دستان؛ یه عمری تن به تن بودن

دلم میگیره از تقدیر ؛ که دور از هم رهامون کرد
اگه قسمت جدایی بود ؛ واسه چی آشنامون کرد
دیدگاه ها (۱۱)

برده عمارت جئون

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

ابلیس

Why Did I Fall in Love with You? P²⁹ | Don't Make Me WorryVi...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

سناریو قفل آبی

تک پارتی کاراسو

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 10رینا با دیدن پدر ناتنیش چند قدم از در فاصله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط