پارت
پارت ³⁵
+ آخه ( بدونه اینکه چیزی بگم کشیدم رو خودش )
_ تا الانم زیاد صبر کردم
+( شروع کرد به درآوردن لباسم هام شاید اون راست میگه تا الانم زیاد صبر کردیم پس منم باهاش همکاری کردم و شروع کردم و درآوردن لباساش )
_ راه افتادی
+ ناراحتم
_ چرا
+ اگه بچه داشته باشم تو اونو بیشتر دوست داری
_ نه اونو میبرم پرورشگاه تو کل عمرم تو کسی هستی که بیشتر از همه دوسش دارم
+ جدی
_ جدی
+ ( به باکسرش رسیدم اونو درآوردم و با دیدن دیکش به عقب رفتم چرا انقد بزرگههههههه حالا دیگه من هیچی تنم نبود و راه برگشتی نداشتم )
+ ( کوک با قیافه ای پوکر نگام کرد )
_ چرا انقد تنگی
+ چرا انقد دیکت بزرگه
+ الان مشکل از منه یا تو
+_ تو
+ اصلا ولش کن ( کوک روم خیمه زد کجا و شروع کرد به بوسیدن لبام گاز محکمی از لبام گرفت و ناله هام تو دهن اون خفه می شد شروع کرد فرو کرد انگشتش درونم که به عقب حلش دادم )
+ نه انجامش نده
_ نترس من باهات خوب رفتار میکنم
+( پاهام رو از هم باز کرد و بدونه مقدمه انگشتش رو توم فرو برد ) آههههههههه لعنتی
_ شششششش آروم نمیخوای که بقیه متوجه بشن ( پوزخند )
+( انگشتش رو ازم بیرون کشید و شروع کرد به بوسه زدن از گردنم )
_ بخرورش
+ ( دیک بزرگش رو توی دهنم جا دادم و شروع کردم به ساک زدم حدود ۱۰ مین همین کارو کردم و چیز داغی توی دهنم ریخت با قیافه ای که داشت نگام میکرد قورتش دادم )
_ آه دختر چقد فیلم دیدی انگار بلدی چه کاری رو انجام بدی
+ ( روم پرتاب شد و بی مقدمه دیکش رو واردم کرد به کمرم از روی درد کش و قوسی دادم من ناله میکردم اشک میریختم اونم کیف میکرد ) خیلی درد داره بسه
_ دیدم داره خفه میشه منم متقابل دارم درد میکشم دخترم
شروع به حرکت دادن دیکش کرد
+( آیییییییییییی داشتم نابود میشدم تو درد حدود ۱۰ مین دیکش رو آروم حرکت میداد و شروع کرد به سریع تلمبه زدن )
+( دردم تبدیل شده بود به لذت بعد از یک ساعت تلبه زدن ۴ راند هردومون ار.ضا شده بودیم با خستگیه تمام و بدن برهنه خودم رو بازو های عضله ای کوک انداختم و خوابم برد )
_( امشب درد زیادی رو تحمل کرد هه دختر کوچولوی من با بدن قرمز خوابش برده بود از پشت محکم بغلش کردم و با بدن برهنه چشمام گرم خواب شد )
............
خیلیا برام نوشتن و منم از اونا الهام گرفتم و خودم یچیزی سر هم کردم با تشکر ازشون 💙🩵
+ آخه ( بدونه اینکه چیزی بگم کشیدم رو خودش )
_ تا الانم زیاد صبر کردم
+( شروع کرد به درآوردن لباسم هام شاید اون راست میگه تا الانم زیاد صبر کردیم پس منم باهاش همکاری کردم و شروع کردم و درآوردن لباساش )
_ راه افتادی
+ ناراحتم
_ چرا
+ اگه بچه داشته باشم تو اونو بیشتر دوست داری
_ نه اونو میبرم پرورشگاه تو کل عمرم تو کسی هستی که بیشتر از همه دوسش دارم
+ جدی
_ جدی
+ ( به باکسرش رسیدم اونو درآوردم و با دیدن دیکش به عقب رفتم چرا انقد بزرگههههههه حالا دیگه من هیچی تنم نبود و راه برگشتی نداشتم )
+ ( کوک با قیافه ای پوکر نگام کرد )
_ چرا انقد تنگی
+ چرا انقد دیکت بزرگه
+ الان مشکل از منه یا تو
+_ تو
+ اصلا ولش کن ( کوک روم خیمه زد کجا و شروع کرد به بوسیدن لبام گاز محکمی از لبام گرفت و ناله هام تو دهن اون خفه می شد شروع کرد فرو کرد انگشتش درونم که به عقب حلش دادم )
+ نه انجامش نده
_ نترس من باهات خوب رفتار میکنم
+( پاهام رو از هم باز کرد و بدونه مقدمه انگشتش رو توم فرو برد ) آههههههههه لعنتی
_ شششششش آروم نمیخوای که بقیه متوجه بشن ( پوزخند )
+( انگشتش رو ازم بیرون کشید و شروع کرد به بوسه زدن از گردنم )
_ بخرورش
+ ( دیک بزرگش رو توی دهنم جا دادم و شروع کردم به ساک زدم حدود ۱۰ مین همین کارو کردم و چیز داغی توی دهنم ریخت با قیافه ای که داشت نگام میکرد قورتش دادم )
_ آه دختر چقد فیلم دیدی انگار بلدی چه کاری رو انجام بدی
+ ( روم پرتاب شد و بی مقدمه دیکش رو واردم کرد به کمرم از روی درد کش و قوسی دادم من ناله میکردم اشک میریختم اونم کیف میکرد ) خیلی درد داره بسه
_ دیدم داره خفه میشه منم متقابل دارم درد میکشم دخترم
شروع به حرکت دادن دیکش کرد
+( آیییییییییییی داشتم نابود میشدم تو درد حدود ۱۰ مین دیکش رو آروم حرکت میداد و شروع کرد به سریع تلمبه زدن )
+( دردم تبدیل شده بود به لذت بعد از یک ساعت تلبه زدن ۴ راند هردومون ار.ضا شده بودیم با خستگیه تمام و بدن برهنه خودم رو بازو های عضله ای کوک انداختم و خوابم برد )
_( امشب درد زیادی رو تحمل کرد هه دختر کوچولوی من با بدن قرمز خوابش برده بود از پشت محکم بغلش کردم و با بدن برهنه چشمام گرم خواب شد )
............
خیلیا برام نوشتن و منم از اونا الهام گرفتم و خودم یچیزی سر هم کردم با تشکر ازشون 💙🩵
- ۱۳.۰k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط