{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را

در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را

پنهان نکن احساس نمایان شده ات را

یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار

یا جمع کن آن موی پریشان شده ات را

جز شانه ی پر مهر تو کو شاخه ی امنی؟

گنجشک کم و بیش هراسان شده ات را

گاهی به نگاهی شده یک پنجره وا کن

این عاشق پابند خیابان شده ات را

از هر چه به جز چشم تو کافر شده این مرد

آغوش گشا تازه مسلمان شده ات را
دیدگاه ها (۴)

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانیتو را با لهجه‌ی گلهای نیل...

گمان کردم که او عـــاشق ترین عـــاشق در این دنیاستگمان کردم ...

حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم‌آخ‌... تا می‌بینمت یک ج...

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ها...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط