امروز یه پیرزنه رو دیدم که زنبیلش خیلی سنگین بود براش ، م
امروز یه پیرزنه رو دیدم که زنبیلش خیلی سنگین بود براش ، ما هم اومدیم مرام بذاریم و زنبیل رو براش تا خونه اش ببریم ...
وسط راه برگشته بهم میگه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دستت درد نکنه مادر ، خر هم نمیتونست اینو تا اینجا بیاره
وسط راه برگشته بهم میگه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دستت درد نکنه مادر ، خر هم نمیتونست اینو تا اینجا بیاره
- ۱.۵k
- ۰۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط