چند خطی با عشقم
چند خطی با عشقم
حالا که اینجام...توی همین لحظه هایی که دارم برات گل پرپر می کنم...توی همین لحظه ها..دارم با خودم خاطراتم رو مرور می کنم..
چی شد که رفتی؟
منو تنها گذاشتی...عزیزم چرا الان باید جات زیر خروار ها خاک باشه؟
نیومدم سر خاکت...چون میدونم که تو الان همین جایی...توی همین خونه...همین جایی که قرار بود با هم زندگیمونو شروع کنیم..
همیشه می گفتی رز سفید دوست داری....هر روز برات می خریدم..روزی یه شاخه..یادمه دو روز پیش همه رو بهم نشون دادی و گفتی:تا ابد نگهشون می دارم...
تا ابد یعنی تا امروزی که دیگه نیستی؟که دیگه رفتی؟تا ابد یعنی تا کی گلم؟یعنی تا امروزی که دو روز گذشته؟یعنی تا دیروزی که برای همیشه ترکم کردی؟
برمیگردی؟...نه...نمیای...می دونم نمیای..اما من...اما من میام پیشت..من با وفاتر از اینم که بزارم عشقم تنها باشه...که غصه بخوره...میام پیشت...نمیزارم طعم تنهایی رو بچشی....همین روزا میام عزیز دلم..
می بینی رسم زمونه رو؟خدا هم نخواست ما با هم بمونیم...
تو میدونی چرا خدا هم نخواست ما با هم بمونیم؟..مثل منی تو هم...تو هم نمی دونی....منم نمی دونم...
می گفتی لبخند مصنوعی بهم نمیاد..می گفتی همیشه باید شاد باشم و از ته دل بخندم....اما امروز دیگه همون لبخند مصنوعی هم نمیزنم...بزار همه دنیا بفهمن چقدر دلم تنگه...چقدر غصه دارم..
از تظاهر خسته ام..از خدا بخواه جونمو بگیره تا بیام پیشت....نمی خوام اینجا باشم و تظاهر به شادی کنم...میخوام بیام اونجا عشقم...شاید اونجا جای بهتری باشه...از این دنیا خسته ام...
شب که آسمونو نگاه می کنم...اولین چیزی که بهم چشمک میزنه،ستاره ی تواِ..که حتی توی شبهای ابری هم،همچنان مشخصه....
گلم اشکام نمیزاره بیشتر از این بنویسم....خدا به همراهت باشه...اونجا که رفتی غصه نخور..چون من میام...زود میام عزیز دلم...
دوستت دارم..اینو خودتم می دونستی و هنوز هم می دونی.....می خوام با اومدن پیشت اینو ثابت کنم..
گلم دستام بی حسه...تنم سرد شده...فکر کنم تموم شد...دارم میام عشقم..
نقطه گذاشتم...اما ننوشتم سر خط..دیگه سرخطی وجود نداره...چون من تمام شدم...مثل این خط....
خداحافظ...
#Mahdi
حالا که اینجام...توی همین لحظه هایی که دارم برات گل پرپر می کنم...توی همین لحظه ها..دارم با خودم خاطراتم رو مرور می کنم..
چی شد که رفتی؟
منو تنها گذاشتی...عزیزم چرا الان باید جات زیر خروار ها خاک باشه؟
نیومدم سر خاکت...چون میدونم که تو الان همین جایی...توی همین خونه...همین جایی که قرار بود با هم زندگیمونو شروع کنیم..
همیشه می گفتی رز سفید دوست داری....هر روز برات می خریدم..روزی یه شاخه..یادمه دو روز پیش همه رو بهم نشون دادی و گفتی:تا ابد نگهشون می دارم...
تا ابد یعنی تا امروزی که دیگه نیستی؟که دیگه رفتی؟تا ابد یعنی تا کی گلم؟یعنی تا امروزی که دو روز گذشته؟یعنی تا دیروزی که برای همیشه ترکم کردی؟
برمیگردی؟...نه...نمیای...می دونم نمیای..اما من...اما من میام پیشت..من با وفاتر از اینم که بزارم عشقم تنها باشه...که غصه بخوره...میام پیشت...نمیزارم طعم تنهایی رو بچشی....همین روزا میام عزیز دلم..
می بینی رسم زمونه رو؟خدا هم نخواست ما با هم بمونیم...
تو میدونی چرا خدا هم نخواست ما با هم بمونیم؟..مثل منی تو هم...تو هم نمی دونی....منم نمی دونم...
می گفتی لبخند مصنوعی بهم نمیاد..می گفتی همیشه باید شاد باشم و از ته دل بخندم....اما امروز دیگه همون لبخند مصنوعی هم نمیزنم...بزار همه دنیا بفهمن چقدر دلم تنگه...چقدر غصه دارم..
از تظاهر خسته ام..از خدا بخواه جونمو بگیره تا بیام پیشت....نمی خوام اینجا باشم و تظاهر به شادی کنم...میخوام بیام اونجا عشقم...شاید اونجا جای بهتری باشه...از این دنیا خسته ام...
شب که آسمونو نگاه می کنم...اولین چیزی که بهم چشمک میزنه،ستاره ی تواِ..که حتی توی شبهای ابری هم،همچنان مشخصه....
گلم اشکام نمیزاره بیشتر از این بنویسم....خدا به همراهت باشه...اونجا که رفتی غصه نخور..چون من میام...زود میام عزیز دلم...
دوستت دارم..اینو خودتم می دونستی و هنوز هم می دونی.....می خوام با اومدن پیشت اینو ثابت کنم..
گلم دستام بی حسه...تنم سرد شده...فکر کنم تموم شد...دارم میام عشقم..
نقطه گذاشتم...اما ننوشتم سر خط..دیگه سرخطی وجود نداره...چون من تمام شدم...مثل این خط....
خداحافظ...
#Mahdi
- ۱۱.۲k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط