دو قطب مخالف💙🧡
دو قطب مخالف💙🧡
پارت نوزدهم✨️💫
# قسمت ۱۹: «همه میفهمن» 🔥❄️
**صحنه ۱ - داخلی: کافهی دانشگاه - صبح**
ناروتو و ساسکه با هم وارد کافه میشن. چند تا از دانشجوها نگاهشون میکنن - چون ساسکه داره کنار ناروتو راه میره، نزدیکتر از همیشه.
کیبا از یه گوشه میبینه و ابرویی بالا میندازه.
**کیبا:** *(به دوستش)* دیدی؟ گفتم که اوچیها اون امگا رو واسه خودش در نظر گرفته.
ساکورا که کنارشون نشسته، با لبخند چاییشو هم میزنه و چیزی نمیگه.
ناروتو و ساسکه روبهروی هم نشستن. ساسکه بدون حرف یه لیوان آبمیوه میذاره جلوی ناروتو.
**ناروتو:** *(با تعجب)* این چیه؟
**ساسکه:** *(خونسرد)* پرتقاله. دوست داری.
ناروتو برای یه لحظه خشکش میزنه، بعد لبخند گرمی میزنه.
**ناروتو:** *(آروم)* ممنون.
ساکورا از پشت لیوانش این صحنه رو میبینه و آروم لبخند میزنه.
---
**صحنه ۲ - بیرونی: محوطه - بعدازظهر**
ناروتو داره با چند تا از بچههای کلاس حرف میزنه که ساسکه میاد و بدون حرف کنارش وایمیسته.
بچهها با تعجب نگاه میکنن. ساسکه اصلاً اهمیت نمیده.
**ناروتو:** *(زیر لب به ساسکه)* چرا اومدی اینجا؟
**ساسکه:** *(زیر لب)* دلم خواست.
ناروتو مثل لبو قرمز میشه و سریع برمیگرده سمت بچهها.
یکی از دانشجوها آروم به دوستش میگه: «اینا با همن؟»
دوستش جواب میده: «به نظر میاد.»
**پایان قسمت ۱۹** 🌺
پارت نوزدهم✨️💫
# قسمت ۱۹: «همه میفهمن» 🔥❄️
**صحنه ۱ - داخلی: کافهی دانشگاه - صبح**
ناروتو و ساسکه با هم وارد کافه میشن. چند تا از دانشجوها نگاهشون میکنن - چون ساسکه داره کنار ناروتو راه میره، نزدیکتر از همیشه.
کیبا از یه گوشه میبینه و ابرویی بالا میندازه.
**کیبا:** *(به دوستش)* دیدی؟ گفتم که اوچیها اون امگا رو واسه خودش در نظر گرفته.
ساکورا که کنارشون نشسته، با لبخند چاییشو هم میزنه و چیزی نمیگه.
ناروتو و ساسکه روبهروی هم نشستن. ساسکه بدون حرف یه لیوان آبمیوه میذاره جلوی ناروتو.
**ناروتو:** *(با تعجب)* این چیه؟
**ساسکه:** *(خونسرد)* پرتقاله. دوست داری.
ناروتو برای یه لحظه خشکش میزنه، بعد لبخند گرمی میزنه.
**ناروتو:** *(آروم)* ممنون.
ساکورا از پشت لیوانش این صحنه رو میبینه و آروم لبخند میزنه.
---
**صحنه ۲ - بیرونی: محوطه - بعدازظهر**
ناروتو داره با چند تا از بچههای کلاس حرف میزنه که ساسکه میاد و بدون حرف کنارش وایمیسته.
بچهها با تعجب نگاه میکنن. ساسکه اصلاً اهمیت نمیده.
**ناروتو:** *(زیر لب به ساسکه)* چرا اومدی اینجا؟
**ساسکه:** *(زیر لب)* دلم خواست.
ناروتو مثل لبو قرمز میشه و سریع برمیگرده سمت بچهها.
یکی از دانشجوها آروم به دوستش میگه: «اینا با همن؟»
دوستش جواب میده: «به نظر میاد.»
**پایان قسمت ۱۹** 🌺
- ۴۶۷
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط