{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی...

خجالت ندارع که...
یکم فیلم دیدم
یکم گشنم شد رفتم نودل درست کردم خوردم
رفتم یکم خوابیدم
وقتی بیدار شدم ساعت ۳:۴۵ دقیقه بود
بلند شدم رفتم یک دوش چند مینی گرفتم
موهامو خشک کردم و بافتمشون
یک لباس خوشگل پوشیدم
یکمم آرایش کردم
دیدم ساعت ۴:۳۰
پس یکم وقت دارم
نشستم یکم توی تیک تاک و اینستا گشتم که
کوک زنگ زد
+ پایینم عشقم
ـ اومدم
کیفمو ورداشتم گوشیمو و کلید ورداشتم رفتم پایین
در رو باز کردم دیدم کوک با bmw مشکیش دم در منتظرمه
ـ چه خوشتیپ شدی مستر جئون
+ توهم خوشگل شدی بیب
+ بیا بشین
نشستم توی ماشین
+ بریم یکم پاساژ بگردیم
ـ بریم
ماشین رو روشن کرد و آهنگ yes or no رو گذاشت
یکم که گذشت
زیر دلم یکهو تیر کشید
ولی اهمیتی ندادم
رسیدیم ماشین و پارک کرد و رفتیم داخل پاساژ
طبقه دوم که رسیدیم
دلم شروع به درد کردن کرد
ـ کوک
+ جونم
ـ من میرم دستشویی
+ باشه برو
زود رفتم دستشویی
که یک دفعه دیدم وایییی
پر*یود شدم
...........................
دیدگاه ها (۲)

در خواستی...

۱ لباسی که پوشید۲ لباسی که کوک براش گرفت

درخواستی..

رویای شیرین...+ خوابم میاد عهه( خواب آلود)رفتم روی تخت نشستم...

My uncle (part 25)

part ۶بعد چند ساعت رسیدیم _پرنسس رسیدیم +وای خدا چقد خوشگل_پ...

part7 عشق پنهانات: سلام قربان《باصدای لرزون》جونگ کوک: سلام تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط