{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا حیران تر از حیران تر از حیران پذیرفتی

مرا حیران تر از حیران تر از حیران پذیرفتی
تو را گریان تر از گریان تر از گریان صدا کردم
دلم تنهاتر از تنها تر از تنهاییت را دید
تو را یکتا لقب دادم ،تو را عرفان صدا کردم
کجایی ساحل آرامش دریای طوفانی
پریشان بودم ای دریا تو را طوفان صدا کردم
تو را در تابش بی خواهش خورشید فهمیدم
تو را در بارش آرامش باران صدا کردم
صدا کردم صدا کردم صدایم را غمت لرزاند
تو را نالان ، تو را لرزان تو را از جان صدا کردم
تو می دیدی مرا احساس می کردم چه می خواهی
تو انسان آفریدی... مثل یک انسان صدا کردم
سلام ای پاسخ آوازهای بی صدای دل
سلامت می کنم هر روز و هر شب ای خدای دل
سلامم را تو پاسخ گفته ای با تابش عشقت
دلم آرام شد در ساحل آرامش عشقت
دیدگاه ها (۳)

دقت کردیدانسانهای صادق به صداقت حرف هیچ کس شک نمی کنند و حرف...

متن_شب بهتـــرین درسهارا در زمان سختی آموختمدانستم صبور بودن...

بدجور گره خورده به گیسوی شماییمما را ز سرت وا نکنی ، زود نرا...

مردی غروب کرد وقتی افق شکستخورشید دیگری جای پدر نشستاو یک ام...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

یا اباعبدالله…دست دلم را بگیر؛نه برای آنکه همه آرزوهایم برآو...

🤍🍃 #صبح است!زنگِ صدایت مُدام....قلبِ گوشی را می لرزانَد...!چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط