{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما هم از عشق بسی خاطره داریم هنوز

ما هم از عشق بسی خاطره داریم هنوز
بر سر خاطره ها ابر بهاریم هنوز

مثل شیرینی خوابیست به هنگام سحر
ما به شیرینی این تلخ دچاریم هنوز

آری آغاز،گره خوردن چشم است به چشم
ما هم آشفته ی چشمان خماریم هنوز

باغ سرسبز نشان داد به ما عشق ولی
روزو شب همنفس بوته ی خاریم هنوز

گله از عشق نداریم،چو آن ساعت شن
ثانیه ثانیه در خویش بباریم هنوز

فصل شادابی ما را تب پاییز ربود
برگ زردیم که بر دوش غباریم هنوز

قلبمان برکه ی آبی ست پراز حسرت ماه
شب به شب در طلبش لحظه شماریم هنوز

زخم ها راوی دردند، گواهند که ما
مرد و مردانه سر قول و قراریم هنوز
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

ما هم از عشق بسی خاطره داریم هنوزبر سر خاطره ها ابر بهاریم ه...

تو که دستت به نوشتن آشناستدلت از جنس دل خسته ی ماستدل دریا ر...

کوچت خواهم داد از این سکون سردبه خانه ی ابدی بهاربالهایت را ...

...سلسله موی‌تو کرده‌مرا مست مستآن‌خم‌ابروی توکرد چنین می پر...

‌رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ه...

رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزد خوابم از حالت چشم تو به ...

🍁رود اشکم که به دریاچه غم میریزد🍁

یه خواهش اگه متنهای منو نمیخونی لایک نکن ...ممنونرود اشکم که...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط