رمان حامیم

رمان حامیم
پارت ۱۱

باران: حامیم دیشب صدای خر و پرت تا اتاق مامان لیلا خم میومد😂

فرید: مامان لیلا؟!!!

باران: چیه مگه😂

حامیم: خر و پف کردم دیشب؟

لیلا: نه صدا از خونه همسایه میومد😂

حامیم: حتما گردنم بد افتاده

لیلا: بله دیگ منم تا ساعت ۳ بیدار بمونم خر و پف میکنم

حامیم: خودمو زدم ب خاب ب خاب اما خب بیدارم اما خب بیدارم

عسل: خدایا منو سوسک کن😂

علیرضا: واس چی؟😂😂

عسل: هرچی میگیم این ی اهنگ میخونه سر صبم ول نمیکنه😂😂

فرید: عسل جان شما بیس چاهاری باهاش نیستی ک 😂😂

باران: خیلی هم خوبه برا همین کاراشه مامان لیلا جوون مونده😂

لیلا: باران جان این خامیم ما رو‌پیر نکنه نمیخاد ما. و جوون نگه داره

حامیم: عجباا😂

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

رمان حامیمپارت ۱۲لیلا: حامیم جان پاشو سفره رو جمع کن فردا پس...

پست بچم حمایت نشهههه؟؟؟@haamim.h.m27

منو ط شاید دنیامون یکی بود:@haamim.h.m27 شاید عاشقم بودیم ام...

حامیم اون بالا چیکار میکنی؟🥺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط