{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کن

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کن
قبله ام باش عاشقانه ، نیتم را درک کن

ای که رویایت دلیلِ گُنگِ عصیانم شده ست
شعرهایم ،گریه هایم ، خلوتم را درک کن

عشق را بر شانه ی اسطوره ها باریده ام
ردِّ اشکِ نیمه شب بر صورتم را درک کن

غرقِ آغوشت شدم، عریانی ام تسلیم توست
تا ابد می خواهمت این حالتم را درک کن

روزهای بودنم باتو علامت خورده است !
توی تقویمم بمان وُ عادتم را درک کن

گرچه نقشِ منفی ام را خوب ایفا کرده ام
در غزل ها جنبه های مثبتم را درک کن

از قرارم با تو یک عمر است که آواره ام !
لا اقل دلشوره های ساعتم را درک کن!!!
دیدگاه ها (۲)

شعر اگر داری بیا من بی تو کم آورده امدر میان دادگاهت متهم آو...

سوگند بہ آن حس غریبانہ ے چشمت بے یاد تو هرگز سخن آغاز نڪردم ...

خدای من ...به آسمان بی انتهایت که چون چتر مهربانی بر سرم گست...

کاش در محشر آغوش تو مدهوش شومروی زانوی تو خاکستر و خاموش شوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط