{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتے ڪسے زیاد از رفتن حرف مے زند،،

وقتے ڪسے زیاد از رفتن حرف مے زند،،
قبلا رفتـہ است.....
فقط مے خواهد مطمئن شود
چیزے از او, در تو جا نماند!!!

ڪمڪ ڪن چمدانش را ببندد ...
چترش را بـہ او پس بده،
لبخندش را.....
آوازهایش را،
همینطور سایـہ اش را.....
ڪـہ گاه و بیگاه از پشت پنجرہ ات گذشتـہ بود...!
دیدگاه ها (۲۵)

‏‎صبح یعنی‏‎بتپد قلبِ عزیزت با تو‏‎مثلِ کوهی‏‎که به خورشید ،...

امام زمان عزیزجمعه ای دیگر را با ذکر﷽ و سپس با نام شمـا آغاز...

بعضی ها .......انقدخوبندکه .... درنبودشان ......"دل"که هیچ ....

می خواهمت .... آنگونه که حوّا ...؟ سیبش را چید .....!...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»چند ماه از اون شب بارونی گ...

ددی فاکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط