{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‎دلگیرم از پرندگانی که دانه خوردنشان پیش ما بود ؛

‎دلگیرم از پرندگانی که دانه خوردنشان پیش ما بود ؛

‎و حالا برای دیگران تخم می گذارند؛

‎ولی می دانم روزی؛

‎بوی کباب شدنشان به مشامم می رسد...!

‎حکایت خیلیاس
دیدگاه ها (۱۲)

تقدیر ارتروز گردن گرفت از بس همه اشتباهاتشان را گردنش انداخت...

چیزے نیست دارم تاوان سادگیمو میدم تاوان دوست داشتن همینه تنه...

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺍﺳـتﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵﺗــــــــــﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫـ...

💚 دلــــم  تنهایـی اش ...💚 را قاب کرده ...💚 دوچشمش را دروغی ...

# شتر در خواب بیند پنبه دانه گور خوندید ضمنا قاطر الان سووشد...

#دلنوشته_کپی_ممنوع_گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر نه می‌جنگ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط