{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه...

همیشه...

سایه های تو روی نوشته هایم راه میروند..!

مشتی اب دریا از چشمانت بر میدارم که....

بوی تو را بگیرم..!

شاید...

لحظه ای مهمان ثانیه های بیتابم شوی!

1392/10/4
دیدگاه ها (۷)

دوش میگیرم و به تن میکنم زیباترین لباس سفیدم را...!!با دلشور...

باران را...در میان چمدان نوشته هایم مرتب میچینم و چمدانم را ...

جاده ها منتظرند که درشکه ای ماه را...سر انتظار پیاده کند...!...

تب میکند ، میمیرد رویاهایم در این انتظار..!این انتظار لعنتی....

“I find myself in the rhythm of the waves, a melody written ...

(سایه های خونی) part ۱۳/دانای کل__شب فرا رسیده بود.نور استخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط