{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زمان، زمانِ رفتنت بود
(قطار سوت کشید
همه گوشِشان را گرفتند
من قلبم را...)
به سرعت دور میشدی،
دوان دوان تا کجا به دنبالت بیایم؟
به خطِ قرمز ایستگاه رسیدم |
همان لحظه فهمیدم، قلبم هم با طُـ سوار بر قطار رفــــت...
.
_سهیل ربیعی
دیدگاه ها (۱)

وقتی با منیمعجزه ای به نام آرامشدر من رخ می دهد!

« ازدواج به اجبار »Part 14ویوی جونگ‌کوک : (پرش زمانی به لحظه...

نورِ غلیظ ماه از آن طرف شیشهٔ مغازه در لیوان می افتد ...لیوا...

عاشق دیوانه p14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط