{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻋﺸﻮﻩ ﻭ ﻃﻨﺎﺯﯾﺖ ﺭﺍحاﻓﻆ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺩﯾﺪ..........

ﻋﺸﻮﻩ ﻭ ﻃﻨﺎﺯﯾﺖ ﺭﺍحاﻓﻆ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺩﯾﺪ..........

گفت ﺧﻮﺵ ﺑﺮحاﻝ ﻣﻌﺸﻮﻗﯽ ﮐﻪ ﺯﻟﻔﺖ ﺷﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩ..
دیدگاه ها (۲)

حــق گمانم نگذردازجرمِ تقصیراتشـان.زآنچه این پیوسته ابروهابه...

من عاشق بی چون و چرای توام اما.صد حیف که دنبال چرایی و چگونه...

کودتا کردم علیه آن دو چشم و ابروان.گشتی از قلبم فراری بعد...

آمدم شاعر شدم کم کم فراموشت کنم.شعرهم ازروی دوشم هیچ باری کم...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

ﮐﻼﻍ ﻭ ﻃﻮﻃﯽ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺯﺷﺖ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ. 🦜 ▫️ﻃﻮﻃﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ...

#داستان_کوتاهمعلم مدرسه‌ با اینکه ﺯﯾﺒﺎ و خوش ﺍﺧﻼﻕ بود ازدواج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط