فصل ۲
پارت ۲۵
ویو یونگی
اینجا خیلی دارک و تیره بود.دراتاق رو که باز کرد وارد یک اتاق خیلی بزرگ شدیم که چندتا در داشت ولی ... پر از بوی گند سیگار...لیوانی که روی میز تا نصف از ویسکی پر شده بود...تخت خواب دونفره با روکش سیاه رنگ ..... یه کند پر از شراب و ویسکی ...میزواینه ی سیاه رنگ .... بیشترین چیزی که اذیت میکرد بوی گند سیگار بود که انگار ا.ت هم متوجه شده باشه سریع پنجره هارو باز کرد که هوای تازه به سرم خورد با تعجب پرسیدم:
یونگی:این اتاقته؟
ا.ت:اره
یونگی:این درااا؟
ا.ت:یکی برای لباسا... یکی اتاق قراردادها...یکی سرویس بهداشتی و حموم...یه در مخفی هم هست که برای اسلحه و اینجور چیزاس
یونگی:اها
ویو نویسنده
ا.ت روی زمین کنارتخت نشست و یونگی هم رو تخت نشست...وبعد شروع کرد به شونه کردن موهای ا.ت
یونگی:موهات خیلی نرم و لطیفه(بغض)
ا.ت:ممنونم (غمگین)
یونگی:....
___________________________________________________________
نباتام امشب سعی میکنم همه رو بزارم با تریزر فیک بعدی
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.