یک جوان حاجتش این بود که

یک #جوان #حاجتش این بود که
زن میخواهد
رفت
تا اینکه شبی پیش تو #بابا برگشت
دیدگاه ها (۱)

فرصٺ #ازدواج و آرام‌گرفٺن در یڪ مجموعہ‌ے خانوادهیڪۍ از فرصٺ‌...

من نه آنم که به تیغ،از تو بگردانم روی امتحان کن به دو صد زخم...

#دربست_تا_خدا.....#رمضان#نماز#تاکسی#راننده

#خوشبختی همین کنارهم بودن هاستهمین دوست داشتن هاستهمین لحظه ...

این عکسو به داداشم نشون دادم ................ برگشت گفت برم ...

شبی به پای تو دادم  دلی که تنها بودشبی که طعـم لبانـت شبیـه ...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط