{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت

وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت

طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت

"تا گفتم السلام علیکم شروع شد"

قلب قلم تپید و تلاطم شروع شد

آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسین

شاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین

خون جای اشک برترک گونه ها نشست
نام تو بر لب آمد و کوه از کمر شکست

نام تو بر لب آمد و دریا ز شرم سوخت

با جذر و مد نام تو صحرا ز شرم سوخت

نام تو بر لب آمد و کار از جنون گذشت

با تو به رقص آمده طوفان میان دشت

نام تو بر لب آمد و بغض زمین شکُفت

نام تو بر لب آمد و شاعر به گریه گفت:

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

آمد ندا ز عرش که ماه محرّم است
دیدگاه ها (۱)

بازم انگار برق چراغ نفتی این مخاطب بی خاصیت . . .!یه بنده خد...

مرد شماره ۲ داعش به هلاکت رسید ؛داعش در پیامی صوتی از کشته ش...

کرمی عظیم الجثه به نام«شیطان شاخدار درخت گردو»

قلم به دست گرفتم که از تو دم بزنم ؛از زبان حضرت ابوالفضل (ع)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط