تنهایی هامو با اومدنت از یاد بردم
تنهایی هامو با اومدنت از یاد بردم،
وقتی که دیدم باهمیم من جا خوردم،،،
هرلحظه بیشتر از پیش دل می بستم،
از وقت هایی که نیستی بدجور خسته ام،،،
این خونه بی تو حال و هوایی نداره،
هرقدر هم که بخندی هیچ شادی ای نداره،،،
حتی تصور اینکه نباشی هم سخته،
روال زندگیم بی تو حسابی برعکسه،،،
هیچوقت نمیخوام نبودت رو ببینم،
هیچوقت نمیخوام رویِ چمن تنها بشینم،،،
و من ادامه میدم این جَنگو با تو،
یه دنیا آدم و فقط من و تو....
,,Saint,,
وقتی که دیدم باهمیم من جا خوردم،،،
هرلحظه بیشتر از پیش دل می بستم،
از وقت هایی که نیستی بدجور خسته ام،،،
این خونه بی تو حال و هوایی نداره،
هرقدر هم که بخندی هیچ شادی ای نداره،،،
حتی تصور اینکه نباشی هم سخته،
روال زندگیم بی تو حسابی برعکسه،،،
هیچوقت نمیخوام نبودت رو ببینم،
هیچوقت نمیخوام رویِ چمن تنها بشینم،،،
و من ادامه میدم این جَنگو با تو،
یه دنیا آدم و فقط من و تو....
,,Saint,,
- ۸۶۹
- ۰۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط