{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتن این زن

️دوست داشتن این زن،
جرات می خواهد!


لباس گلدارم را می پوشم
و روبروی آینه می ایستم
و میگویم: مثل بهار شده ای!... اما بهار،  بی باران که نمی شود!
پس دو قطره اشک کنج چشمانم می نشیند!
به چشمهایم میگویم: مگر شما مرد هستید که گریه نمی کنید؟
یادم می آید که خیلی ها دلشان به خنده های من خوش است.
می خندم
تصویرم در آینه می خندد.
می خواهم
آنقدر بهاری شوم
تا هر چه از من کوچ کرده، بازگردد؛مثل :
جوانی
عشق
محبت
و دوست داشتن

حالا
باید برقصم
و می رقصم

و بعد
باید بنویسم
از زنی که می تواند طبیعت و زندگی را بغل کند

باید از زنی بنویسم
که انگشتانش به نتهای موسیقی بوسه میزند
باید از زنی بنویسم که میخواهد فروغ باشد
راحت از عشق، آغوش و  لذت گناه بنویسد!

زنی که
راحت روبروی خدا بنشیند و اشتباهات او را به او گوشزد کند.

راستش این زن را دوست دارم
چون گستاخ است!
به راحتی می تواند پاییز شود،  با لباس بهاری اش...

می تواند در کنار آدم برفی ای که می سازد، ساز بهاری بنوازد

می تواند در تابستان ، خورشید را بغل کند و از سوختن پوستش نترسد.

این زن را دوست دارم
و منتظرم که کسی از راه برسد و به او صادقانه بگوید: دوستت دارم...
اما دوست داشتن این زن جرات می خواهد.
دیدگاه ها (۳)

تورا چند بار دوست دارم !ولی هربار ؛بسیار تر ،،،،

کارت نباشداگر رسم، رسم فراموشی ست،اگر می آیند،می مانند،و روز...

آدم به هرکسی ببازه؛میتونه دوباره بلندشه و سرپا وایسته...اما ...

نزدیکی چون لب هایم به مندوریچون بوسه ای که هرگز نمی رسد ...

اخیش راحت شدمالبته فکر کنم که اگه دیده باشین ترافالگار رو تغ...

حکایت آموزنده معامله با خدا مردی داخل بقالی محله شد ، و از ب...

پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط