{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره بغضش میترک

پسره بغضش میترکہ
میزنه زیره گریہ ...
دختره میگہ چرا
گریہ میکنے زندگیم؟
پسره با هق هق میگہ:
کاش کور بودم دیروز
با اون پسره نمیدیدمت ...
دختر: پسرخالم بود!
پسر: پس چرا دستشو گرفتہ بودے؟
دختر:چون مثل داداشمہ!
پسر: پس چرا رفتے خونشون؟
دختر: خب رفتم
خونه ے خالم دیگه
عشقم اینطورے نکن
تـــو رو خـــدا .....
پسره میگہ:
تا حالا
نمیدونستم
داداش من
پسر خاله ے
تو میشہ ........
تـــف بــہ ایــن دنــیــا ....
دیدگاه ها (۱)

‏از دلتنگـــــے چیزے شنیده اے ؟ مثل این است ڪه دستت را با ڪا...

■ ﺗــــﻨــــﻬﺎ ﺑـــــﻮﺩﻡ .....ﭼــــــﻮﻥ ﮐــــﺴﯽ ﺭﻭ ﭘﯿـــﺪﺍ ﻧ...

لـــعـــنـــتــــے .... ڪجــایــے بــبــیــنـــے ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط