{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست؟ که از خویش خبر نیست مرا

خبرت هست؟ که از خویش خبر نیست مرا

گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا



گر سرم در سر سودات رود نیست عجب

سرسودای تو دارم غم سرنیست مرا



بی‌رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم

غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا



"امیر خسرو دهلوی"
دیدگاه ها (۱)

با من از روشنی حرف می زنیو از انسان که خویشاوند همه خداهاستب...

گور پدر این صندلی که می‌گوید:«من یک‌نفره‌ام»!هندسه عشقجای مر...

روی خوش زندگی .اگر برات حسی هم مونده . وکمی ته جیبت چند توما...

تاریخ انتشار: ۰۶ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۱ بنری در مسیر کارخانه مس...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط