گاهی دلم میخواهد برای هیچکسی ننویسم !
گاهی دلم میخواهد برای هیچکسی ننویسم !
برای هیچکسی واژه هایم را ساز نکنم
برای هیچکسی اشک نریزم
و برای هیچکسی به دنیا نیامده باشم ...
جرم بودنم این است که برای همه خواندم
برای همه نوشتم
برای همه بودم
و خودم هنوز در پیچش اول نبودن های خودم گم شده ام ...
اصلا دلم میخواهد برای خود تنهای خودم
یکبار فقط یکبار باران بشوم ؛
اشک بریزم
آواز بخوانم
زندگی کنم ...
برای هیچکسی واژه هایم را ساز نکنم
برای هیچکسی اشک نریزم
و برای هیچکسی به دنیا نیامده باشم ...
جرم بودنم این است که برای همه خواندم
برای همه نوشتم
برای همه بودم
و خودم هنوز در پیچش اول نبودن های خودم گم شده ام ...
اصلا دلم میخواهد برای خود تنهای خودم
یکبار فقط یکبار باران بشوم ؛
اشک بریزم
آواز بخوانم
زندگی کنم ...
- ۱.۵k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط