📖🕊داستان راستان 🕊📖
📖🕊داستان راستان 🕊📖
سعید بن عبدالله حنفی از بزرگان شیعه در کوفه بود؛ مردی که از نخستین دعوتکنندگان امام حسین(ع) به شمار میرفت و در روزهای سخت، عهد خود را با امام نشکست.
شب عاشورا، هنگامی که امام یارانش را در رفتن آزاد گذاشت، سعید برخاست و با تمام وجود اعلام کرد که اگر بارها کشته شود و دوباره زنده گردد، هرگز دست از یاری فرزند رسول خدا برنخواهد داشت.
اما اوج وفاداری سعید در ظهر عاشورا آشکار شد. هنگامی که امام حسین(ع) به نماز ایستاد و تیرهای دشمن از هر سو میبارید، سعید خود را سپر امام کرد. قامتش دیواری شد میان تیرها و ولیّ خدا. پیکرش یکی پس از دیگری زخم برمیداشت، اما تا نماز به پایان نرسید از جای خود کنار نرفت.
آنگاه که بر زمین افتاد و آخرین نفسهایش را میکشید، با چشمانی که هنوز به امام دوخته بود پرسید: «ای فرزند رسول خدا، آیا وفا کردم؟» و امام با بشارتی جاودانه فرمود: «آری، تو پیشاپیش من در بهشت خواهی بود.»
سعید رفت، اما نامش برای همیشه با نماز ظهر عاشورا پیوند خورد؛ مردی که جان خود را فدای نماز امام کرد و با بدن خونین خویش از عبادت ولیّ خدا پاسداری نمود.
💠 🎯
سعید بن عبدالله حنفی از بزرگان شیعه در کوفه بود؛ مردی که از نخستین دعوتکنندگان امام حسین(ع) به شمار میرفت و در روزهای سخت، عهد خود را با امام نشکست.
شب عاشورا، هنگامی که امام یارانش را در رفتن آزاد گذاشت، سعید برخاست و با تمام وجود اعلام کرد که اگر بارها کشته شود و دوباره زنده گردد، هرگز دست از یاری فرزند رسول خدا برنخواهد داشت.
اما اوج وفاداری سعید در ظهر عاشورا آشکار شد. هنگامی که امام حسین(ع) به نماز ایستاد و تیرهای دشمن از هر سو میبارید، سعید خود را سپر امام کرد. قامتش دیواری شد میان تیرها و ولیّ خدا. پیکرش یکی پس از دیگری زخم برمیداشت، اما تا نماز به پایان نرسید از جای خود کنار نرفت.
آنگاه که بر زمین افتاد و آخرین نفسهایش را میکشید، با چشمانی که هنوز به امام دوخته بود پرسید: «ای فرزند رسول خدا، آیا وفا کردم؟» و امام با بشارتی جاودانه فرمود: «آری، تو پیشاپیش من در بهشت خواهی بود.»
سعید رفت، اما نامش برای همیشه با نماز ظهر عاشورا پیوند خورد؛ مردی که جان خود را فدای نماز امام کرد و با بدن خونین خویش از عبادت ولیّ خدا پاسداری نمود.
💠 🎯
- ۷۹
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط