دلم زشوق توهرشب به گریه مهمانی است
دلم زشوق توهرشب به گریه مهمانی است
همیشه چشم پریشان عشق بارانی است
بباربرسرخاک من ای سحاب ببار
که ذره ذره ذرات من بیابانی است
دمی به نازنگاهت نواز جان را
که سربه سر همه احوال من پریشانی است
صفای صورت که وامدارخورشیداست
به یمن بخشش خورشید،ماه نورانی است
توفصل گرمی ومن سوزسردفصل خزان
بیا که بی تو هوای دلم زمستانی است
مباش زارو حزین آشنا که رنج گران
تورابه قسمت ازین کج مدار ارزانی است
همیشه چشم پریشان عشق بارانی است
بباربرسرخاک من ای سحاب ببار
که ذره ذره ذرات من بیابانی است
دمی به نازنگاهت نواز جان را
که سربه سر همه احوال من پریشانی است
صفای صورت که وامدارخورشیداست
به یمن بخشش خورشید،ماه نورانی است
توفصل گرمی ومن سوزسردفصل خزان
بیا که بی تو هوای دلم زمستانی است
مباش زارو حزین آشنا که رنج گران
تورابه قسمت ازین کج مدار ارزانی است
- ۳۱۱
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط