{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلوهها کردم و نشناخت مرا اهل دلی

‌ ‌
جلوه‌ها کردم و نشناخت مرا اهل دلی
منم آن سوسن وحشی، که به ویرانه دمید

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۳۶)

#چه_حرفایی_به_رب_داری_تو_امشبچه سوادی به سر داری تو امشبچه غ...

دستم به موهایشتا میرسدفراموش میکنم ;نبودنهایش راچون روزه دا...

عمری دگر بباید بعد از وفات ما راکاین عمر طی نمودیم اندر امید...

شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا مندر شهر شما عاشق انگشت نما م...

در بزم وصل اگر چه همین در میان منمچون نیک بنگری ز همه بر کرا...

منظورت چیه این منم که خودمو خوشگل میکاپ کردم نه اینکه لوازم ...

گاهی وقت ها غمگین نبودم اما آنها فکر میکردند من غمگین ترینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط