{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانه در این خاک بی نم،

دانه در این خاک بی نم،
شور روییدن ندارد
ابر این صحرا مگر
آهنگ باریدن ندارد

یک نفس سرمست بودن را
نمی خواهم که این گل
زیر رنگ آلودهء زهر است و
بوییدن ندارد
آب و رنگ این چمن
از اشک پیدا آمد و خون
در بساطی این چنین
ای غنچه خندیدن ندارد

با نسیم غم دمد
هر سبزه در صحرای عالم
هر طرف ای چشم بی آرام
گردیدن ندارد

چند زیر آسمان
آواز تنهایی برآری
در دل گنبد، صدا
جز نقش پیچیدن ندارد

در جهان، نقش تماشا را
ز دل شستم که دیدم
پرده ای در این
نگارستان غم دیدن ندارد
سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۷)

هرگز از مرگ نهراسیده‌اماگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود....

خدایا:دلم هوای دیروز را کردههوای روزهای کودکی رادلم میخواهد ...

ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیستمرد دانا، به جهان داشتن ارزا...

ای "ماه شب دریا" ، ای چشمه زیبائییک چشمه و صد دریا ، فری و ف...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

جادویی به نام عشق

دانه در این خاک بی نم، شورِ روییدن نداردابر این صحرا مگر آهن...

چند زیر آسمان آوازِ تنهایی برآریدر دل گنبد، صدا، جز نقش پیچی...

در جهان نقش تماشا را زِ دل شستم که دیدمپرده ای در این نگارست...

در جهان نقش تماشا را زِ دل شستم که ديدم پرده اي در اين نگارس...

سهراب سپهری

.در جهان نقش تماشا را زِ دل شستم که دیدمپرده ای در این نگارس...

.در جهان نقش تماشا را زِ دل شستم که دیدمپرده ای در این نگارس...

آمیختن طبیعی رنگ ها چون پیوند عاشقانه انسان ها زیباسترنگ آبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط